![]() |
![]() |
|
این بدعت چیست ؟ در حاشیه درخواست کمک برای محمود صالحی نوشته ی بهمن شفیق
باوکی نامو
تیر ١٣٨٩- جولای ٢٠١٠
هیچ انسانی آنقدر ثروتمند نیست که گذشته خود را بازخرید کند.
( اسکاروایلد) آری ! محمود صالحی بحق یکی از مبارزین طبقه کارگر ایران است ، او برای تحقق خواستهای بر حق هم طبقه ای هایش سالیان دوریست مبارزه نموده و در این راه بهای سنگینی را پرداخته است . حال نیز با 4 درصد کلیه با مرگ و زندگی دست به گریبان است ، که اگر پیوند کلیه به زودی زود برایش انجام نشود مرگش حتمی است . ! بلی خلاف دیدگاه آقای شفیق مرگ محمود صالحی می تواند لطمات جبران ناپزیری در بطن مبارزات طبقه کارگر به همراه داشته باشد ، زیرا در جای جای این مبارزات ضد سرمایه داری جای پای محمود صالحی به عینه دیده می شود . همان گونه که مارکس آموزگار طبقه کارگر گفته اند : کارگران در جریان مبارزاتشان رهبران خویش را پرورده می کنند . محمود صالحی نیز در بطن مبارزات طبقه کارگر به این مهم رسیده است . آنانی که یا خود در بطن کار و سرمایه اند و یا این مبارزات را دنبال می کنند صحت مدعای ما هستند . ما بر آن نیستیم که به تک تک دیدگاهای هومانیستی و سکتاریستی و.... دوست ناشناخته و نادیده مان آقای بهمن شفیق بپردازیم کالبدشکافی الفاض و جملات نامبرده خارج از بحث ماست پس فقط به چند پاراگراف از نوشته ایشان بسنده کرده قضاوت را بر عهده خوانده گان هر دو متن می گذاریم . آقای شفیق نوشته اند : ((.... آنها به هیچ وچه متوجه نیستنند که خود بیانیه آنان ضایعه ای است برای چپ سوسیالیستی ، این ضایعه نه در آینده ، بلکه در حال واقع شده است . )) مگر بیانیه دوستان و خانواده محمود صالحی از انسانهای آزاده چه می خواهد ؟ دست یاری به سوی انسان خردمند با اندیشه و اهل تفکر کجایش گناه نابخشودنی است ؟ آن هم کمک و مساعدت برای انسانی که تمامی زندگیش آکنده از درد و رنج بوده ، از آن هنگام نیز که به آگاهی طبقاتی دست یافته برای زدودن فقر. و نابودی دنیای سرمایه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است . این تفکر مصداق کدام تعریف لنینی است که ضایعه ی برای چپ سوسیالیستی به شمار می رود . آیا محمود صالحی اصل لنینی را فراموش و در دیدگاه رویزیونیستی خروشچفی سقوط کرده است که ضایعه باشد ؟ . ایشان نوشته اند : ( .... با صراحتی باور نکردنی و بدیهتی مدهش ، برای نجات جان صالحی فراخوان به خرید کلیه می دهند .) در کجای دنیا صراحت و صداقت چیز مدهشی است که آقای شفیق آن را گناهی بارونکردنی و نابخشودنی دانسته و در جای جای نوشته شان همچون شمشیر داموکلیس بر فرق دوستان ، خانواده و خود محمود صالحی به اهتزاز درآورده اند ؟ ! ما صداقت را دیدگاهی مارکسی دانسته و عمیقا" به آن پای بندیم زیرا دانسته و می دانیم تنها سوسیالیستها هستند که اعتقادی به دروغ و عوام فریبی نداشته و ندارند . همواره در کمال صداقت با هم زنجیرانشان و رفقایشان داد سخن می گویند . آری دوستان محمود صالحی برای جان نامبرده به تلاش مشغولند و در این راه نیز فراخوان داده تا چه با همت و چه با قیمت پیوند کلیه بر روی ایشان انجام گیرد تا بار دیگر به زندگی مبارزاتیش بازگشته دینش را به هم طبقه ای هایش و تمامی انسانهای شریف سرتا سر گینی ادا نماید . مگر در بطن مبارزات کار و سرمایه دیارمان چند نفر همچون محمود صالحی داریم که مرگش و یا زندگیش همان گونه که ( آقای شفیق ) فرموده اند هیچ تائثری در روند مبارزاتی کارگران نداشته باشد . بر این باوریم که زندگی محمود و محمود ها می تواند و باید به اعتلای جنبش کارگری کمک نماید نه مرگشان . نکند آقای شفیق خود صاحب تراست و کارتل هستند که مخالف فراخوان کمک باشند ، درخواست برای کمک به این خاطر بوده است که نامبرده با حقوق از کارافتادگی که از سوی سازمان تامین اجتماعی به ایشان ماهیانه داده می شود در حالیکه حتی نمی تواند ابتدایترین وسیله زندگی خود و خانوده اش را تامین نماید ، چگونه می تواند مخارج سرسام آور بیمارستان ، دکتر ، دیالیز ، پیوند کلیه و هزاران گوفت و زهرمار دیگر را تقبل نماید . ؟ اگر کارگران دارای وضعیت اقتصادی مناسب ، مسکن مناسب و .... را داشته باشند ، حتما" هارشده اند که به جنگ سرمایه می روند.! در مورد وضعیت اقتصادی و معیشتی آقای صالحی تحقیق کنید آن وقت تنها به نزد قاضی بروید .! نوشته اند : ( آنها که گویا امیدی به دوستداران خود ندارند ، با صراحت از ( اهدای کلیه ) .... که ضایعه همین است .) عزیز برادر دوستان و دوستداران نامبرده هیچ کدام دارای گروه خونی o منفی نیستند و هم طبقه ای های خود صالحی وضع اقتصادی مطلوبتر از ایشان را ندارند ( هر چند همگی حاضر به کمک بوده و هستند .) نظر شما این است فراخوان ندهیم دست روی دست بگذاریم تا شاهد مرگ تدریجی نامبرده باشیم . خرید کلیه در این ناکجا آباد به امر عادی مبدل شده همان گونه که بزه کاری ، اعتیاد ، تن فروشی ، دزدی و ... که ناشی از چهره زشت جامعه سرمایه داری است . بانی خرید و فروش کلیه محمود صالحی نبوده و نیست و اگر اوست بیاید همه با هم به چهار میخش بکشیم . دوست عزیز اگر برای زنده ماندن یکی از همسنگران ما و شما ( صالحی و غیره ) بجز خرید و یا اهدای کلیه ، اگر شما راه سومی را پیش رو دارید به ما پیشنهاد دهید منت گذاشته آن را اجابت می نمایم . ولی تهمت ، افترا ، ترور شخصیتی را هیچ وقت قبول نداشته و با آن قاطعانه مبارزه می کنیم . نه اینکه شما نیز همچون حامیان سرمایه چشم دیدن صالحی را نداشته به امید مرگش ثانیه شماری می کنید . ما برای رسیدن به جهانی انسانی مبارزه را سرلوحه زندگی خویش قرار داده و برای دست یابی به آن به تلاش تا سر حد مرگ ادامه خواهیم داد و می دانیم فردا از آن ماست . نوشته اید : ( تبدیل ارگان انسان به کالا نمود بروز خشن ترین و ضد انسانی ترین چهره جامعه سرمایه داری است ) ؟ بلی فروش ارگان نمود جامعه سرمایه داری است و این را نیز هم من ، هم شما ، و هم آنانی که برای دست یابی به جهانی بهتر تلاش می کنند می دانند ، ولی دوست عزیز در جامعه سرمایه داری خیلی چیزهای خشن تر و ضد انسانی تری وجود دارد که رعشه بر تن آدم می اندازد برای همین است که ما کارگران خواستار محو جامعه سرمایه داری هستیم . قرنهاست که برای آن مبارزه می کنیم یعنی از هنگامی که مالکیت خصوصی به منصه ی ظهور رسیده این نبرد ادامه داشته و دارد و اگر به قول شما خرید کلیه که واقعا" اورگانی از انسان است مرگ محمود صالحی را چه باید نام گذاشت . این دیدگاه پوپولیستی شما دشمنی با خود صالحی و یا تفکر اوست .؟ متاسفانه هنوز علم پزشکی به این مهم دست نیافته که برای نجات جان انسانها کلیه مصنوعی تولید کنند ، گناه محمود صالحی در این است که کلیه اش زمانی از کار افتاد که بجز خرید و یا اهدای کلیه و پیوند آن ، و یا مرگ تدریجی راه دیگری را سراغ ندارد . نظر شما چیست ؟ البته راه دیگری وجود دارد محمود صالحی همچون مردان انجلوس به خواب خرگوشی فرورود و در هزاره دیگرآن هنگام که کلیه مصنوعی اختراع شود به پیوند کلیه دست یازد !!!!!!! . بگذارید با مرگ محمود در کالج های پزشکی درسی بنام پیوند ( کلیه ) از الفبای پزشکی زدوده شود زیرا به قول آقای شفیق با این فراخوان دوستان ، خانواده و خود محمود صالحی جرمی را مرتکب شده اند نابخشودنی و از گناهان کبیره است ! که این جرم فقط با مرگ محمود صالحی پاک خواهد شد آقای شفیق نوشته اند : (..... از اولویتی بیش از ارزش های طبقاتی برخوردار بوده است ) واقعا" دست مریزاد با این تلاش فکری عالمانه . آری هر کسی کار نکند حق زندگی را ندارد و هیچ کسی حق ندارد از حاصل کار دیگران تغذیه نماید . پس کادرهای حزبی و فعالان حرفه ای طبقه کارگر که یگانه منبع درامدشان همیاری اعضاء و دوستان است را نیز به صلیب بکشیم .؟ محمود صالحی میان مرگ و زندگی دست به گریبان است و با این حالی که دارد ذره ای از اهداف کارگریش کم نشده است. لنین آموزگار کبیر طبقه کارگر گفته اند : تنها زنده ها هستند که می توانند تغییر به وجود بیاورند و برای آن تلاش کنند مرده ها هیچ گونه نقشی در فردای جامعه ندارند . پس با این نقل قول به نظر شما صالحی برای پیوند کلیه اقدام کند یا منتظر مرگ باشد ؟ محمود صالحی نه به خاطر اینکه دوست ماست عزیز است او به خاطر اندیشه والایش که همانا تحقق آرمان طبقه کارگر است عزیز است و اگر لحظه ای از تفکر و اندیشه کارگریش عدول نماید ، محمودی بیش نیست . تلاش آنانی که برای زنده ماندن این همرزم خویش قدم نهاده اند احترام گذاشتن به ارزش های انسانی است که با اراده پولادین و با امید به آرمانهای طبقه کارگر به فردای پیروزیش چشم به فردا دوخته . ما برای محمود و تمام محمود های که قدم در راه اندیشه کارگری گذاشته اند از جان مایه می گذاریم .
سقز 25/4/89 باوکی نامو |